محمدجواد اکبرین

دین‌پژوه ـ روزنامه‌نگار

یاد مستورانِ مست

با تبریک سال نو و آرزوی رسیدن بهار و عید در روزگاری که جان و ایمان و آبرو را حُرمت نهند، یاد مستورانِ مست، یاران گرفتار در محبَس ولایت جائر، به ویژه هم دیارانِ دربندم «سید احمد میری» و «علی اکبر سروش» را گرامی می دارم… به امید آزادی همه آنها که با اسارت شان به زندان آبرو بخشیدند.

در نظربازی ما بی‌خبران حيرانند
من چنينم که نمودم دگر ايشان دانند
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی
عشق داند که در اين دايره سرگردانند
جلوه گاه رخ او ديده من تنها نيست
ماه و خورشيد همين آينه می‌گردانند
عهد ما با لب شيرين دهنان بست خدا
ما همه بنده و اين قوم خداوندانند
مفلسانيم و هوای می و مطرب داريم
آه اگر خرقه پشمين به گرو نستانند
وصل خورشيد به شب پرّه ی أعمی نرسد
که در آن آينه صاحب نظران حيرانند
لاف عشق و گله از يار، زهی لاف دروغ
عشقبازانِ چُنين، مستحق هجرانند
مگرم چشم سياه تو بياموزد کار
ور نه مستوری و مستی همه کس نتوانند
گر به نزهتگه ارواح، برد بوی تو باد
عقل و جان گوهر هستی به نثار افشانند
زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد
ديو بگريزد از آن قوم که قرآن خوانند
گر شوند آگه از انديشه ما مغبچگان
بعد از اين خرقه صوفی به گرو نستانند

Advertisements

9 دیدگاه»

  رکسانا wrote @

به امید آنکه به زودی جای زندانی و زندان بان عوض شود!

  دانشجو wrote @

دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل

  مهدی wrote @

سلام جواد جان.
عید مبارک.

  یک هموطن wrote @

در ظلمات ابتلا ، صبر کن و مکن اِباﺀ
آب حیات خضر بین در ظلمات می رسد

  اباامين wrote @

درود بر تو
عيد مبارك و سال خوبي داشته باشيد .
بااحترام
اباعلي

  بهار wrote @

سلام عزیز
عیدت مبارک

ای دل من گرچه در این روزگار
جامه ی رنگین نمی پوشی به کام
باده ی رنگین نمی نوشی زجام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ
هفت رنگش می شود هفتاد رنگ
فریدون مشیری
*********
زکوی یا ر می آید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
چو امکان خلود ای دل در این فیروزه ایوان نیست
مجال عیش فرصت دان به فیروزی و بهروزی
حافظ

  amir wrote @

سلام برادر
عیدت مبارک
تعطیلات رو اومدم ولایت. جای شما خالی. البته مثل همیشه تعریف چندانی نداره. حتی بدتر از همیشه!
دیروز ابوی رو دیدم و جویای احوالتون شدم. فرمودن: رفتین فرانسه!
یک لحظه خیلی دلم گرفت. احساس کردم که ماها مدام داریم از هم دورتر میشیم. آرزو می کنم همواره این دوری ها از بعد مسافت باشه و نه در ابعاد قلبی، روحی و فکری.
به هر حال امیدوارم که در آن بلاد غریب و نه قریب ایام به کامتان باشد.
راستی؛ گویا آدرس ایمیل رو تغییر دادین؟! لطفا آدرس جدید رو بدین. ممنونم
همواره سبز باشید
یاحق

  شال سبز wrote @

سلام جواد. امیدوارم امسال سال بصیرت باشد و خداوند شما را از سوءحال به سوی حسن حال رهنمون گردد. ای کاش دین پژوهی که به خود دادی مسمی داشت. راستی اونهایی که گفتی یا همیشه در مرخصی اند یا در هتل. ای کاش مسمای حبس حداقل برای آنها صدق می کرد.

  یک هموطن wrote @

بنما تو لعل روشنت بر کوری هر ظلمتی
تا بر سر سنگین دلان از عرش بارد سنگها
با این چنین تابانی ات،دانی چرا منکر شدند؟
کاین دولت و اقبال را باشد از ایشان ننگها


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: