محمدجواد اکبرین

دین‌پژوه ـ روزنامه‌نگار

محمد امین و امانت مهجور

بخش نخست: مولانا در دفتر سوم مثنوی، دین را ریسمان می‌خواند اما ریسمانی که برای همگان مایه‌ی «نجات» و برآمدن از چاه نیست بلکه پاره‌ای از اصحاب قرآن، با این ریسمان به تهِ چاه می‌روند به جای آن‌که از آن برای بالا آمدن و چشم به آسمان گشودن بهره بگیرند:
زان كه از قرآن بسی گمره شدند
زان رَسَن قومی درون چَه شدند
مر رسن را نیست جرمی ای عنود
چون تو را سودای سربالا نبود
در آیه‌ی 30 سوره‌ی فرقان، امانتدار وحی از قوم خود گلایه می‌کند که باعث مهجوریّت قرآن شده‌اند: «ياربّ انّ قومي اتّخذوا هذا القرآن مهجورا» ؛ معروف است که گلایه‌ی پیامبر گرامی اسلام از مسلمانانی است که قرآن را رها کرده‌اند و به آن بی‌توجه‌اند و پاره‌ای از مترجمین هم چنین ترجمه کرده‌اند.
اما ترکیب دو واژه‌ی اتّخذوا (گرفتن, به دست آوردن, تحصیل کردن) و مهجورا (دور نگه داشته شدن) در ادبیّات عرب این معنا را به دست می‌دهد که از قضا این آیه، گلایه از کسانی است که نه تنها قرآن را رها نکرده‌اند بلکه به آن توجه دارند و در دست‌های خود اسباب مهجوریّت و دورماندن آن از صحنه‌ی زندگی را فراهم کرده‌اند.
آیه‌ی 82 سوره‌ی إسراء نیز به نکته‌ی دقیقی اشاره دارد و می‌گوید که قرآن برای همه‌ی آنان که با آن مرتبط‌اند و آن را می‌خوانند و مشتاق عمل به آن هستند مایه‌ی نجات، شفا و رحمت نیست بلکه برای پاره‌ای از اصحاب قرآن، همین آیات، باعث ضرر و تباهی است: «وننزّل من القرآن ما هو شفاء ورحمة للمؤمنين ولا يزيد الظّالمين إلا خساراً»
«اخلاق فطری و وجدانی، عقلانیّت و محبّت» از ارکان وجود انسان‌اند و اگر کسی از هر یک از این‌ها تهی باشد بیمار است و ظالمانه به هستی می‌نگرد و در حقّ هستی، خود و اطرافیانش ظلم می‌کند و اسباب زحمت همگان را فراهم ؛
به چنین کسی اگر قرآن را بسپارند از آن خشونت و نفرت و مزاحمت برای ایمان و آزادی و آسایش مردمان استخراج می‌کند و اگر همین کتاب را به دست کسی بسپارند که از سلامت جان و ذهن برخوردار باشد به شفا و رحمت می‌رسد و مگر نه اینکه در تاریخ اسلام، بیشترین «تنازع» را کسانی به راه انداخته‌اند که آیه‌ی «تعارف» (13 / حجرات) و همزیستی مسالمت آمیز را از بَر بودند؟
اینک پرسش اصلی این است که: «چه رفتاری با قرآن و چه قرائتی از آن می‌تواند کتاب آسمانی را از زندگی زمینی دور نگه دارد و امانتِ محمّد امین را مهجوریّت بکشاند؟»
آیا قرآن را «فرامکانی و فراتاریخی خواندن» و «همه‌ی آیات آن را معتبر و قابل اجرا در دنیای جدید دانستن» به روانی و فراوانی ارتباط با قرآن دامن می‌زند یا دو پاره فهمیدنِ آن و بر ضیافتِ معرفت و معنویت آن نشستن و شرایع سپری شده‌ی آن را به تاریخ سپردن؟
کدام‌یک «زندگی با قرآن» را به بن‌بست تناقض‌ها و تضادها می‌رسانند و کدام‌یک شیرینی زیستن با معارف قرآن را به کام فرزندان دنیای مدرن می‌چشانند؟

Advertisements

No comments yet»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: