محمدجواد اکبرین

دین‌پژوه ـ روزنامه‌نگار

درباره‌ی من

 

 دین پژوه ـ روزنامه‌نگار

سوم آبان 54 در بابل ـ شهر بهار نارنج ـ متولد شده‌ام. از تابستان 67،‌ شانزده سال را به تحصیل و تحقیق و تدریس در علوم اسلامی گذرانده‌ام. تحصیلات دانشگاهی‌ام (از لیسانس تا دانشجوی دکتری)  نیز مرتبط با همین رشته است: الهیات با گرایش فلسفه و کلام اسلامی.
از سال 76 که نخستین یادداشتم در روزنامه‌ی سلام منتشر شد تا امروز علاوه بر فعالیت‌های سیاسی، همکاری با ده‌ها روزنامه و رسانه‌ی داخلی و خارجی را تجربه کرده‌ام و عضو فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران هستم.
در این خانه هم معلم هستم، هم دانش‌آموز…

Advertisements

73 دیدگاه»

  choobinblogger wrote @

بدون عبا و عمامه خیلی خوش‌تیپ هستین آقای اکبرین، البته با عبا و عمامه هم همین‌طورین، جزء معدود روحانیونِ خوش‌تیپ کشورمون محسوب می‌شین.

  farhad wrote @

با سلام خدمت حاج آقا اکبرین
اگه میشه چند تا از راز و نیازها و دعاهایی که خود شما خوانده اید برای دانلود تو سایت بگذارید
یاد شبهای قدر که در نمازخانه مرکزی دانشگاه تبریز بودیم و شما دعای ابوحمزه ثمالی را میخواندید به خیر ! به امید آنکه روزی دوباره با صدای گرم و روحانی شما محفل دوستداران اهل بیت منور گردد .
با تشکر
تبریز

  حسین wrote @

سلام

من یک شبهه دینی جدی دارم. می توانم از شما سوال کنم شاید بتوانید جواب دهید (اگر وقت دارید)؟

در صورت مثبت بودن پاسخ اگر ممکن است ایمیلتان را به من بدهید.

  مهرداد wrote @

با سلام

من هم از دانشجويان دانشگاه تبريز بودم و هنوز سخنان گرم شما را در نمازخانه خوابگاه به خاطر دارم .
از اينكه شما را در شبكه bbc در بيروت ديدم بسيار خوشحال شدم.
لطفا به روشنگري هايتان ادامه دهيد در ايران به دليل خفقان شديد و سانسور و سركوب مردم ، حمايت روشنفكران در خارج از كشور بسيار دلگرم كننده است.

  محمد قنبرزاده wrote @

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
ببین از که گسسته و با که پیوسته ای؟!!!!
هروله بین عقاید گوناگون آخر زمین گیرت کرد. ای کاش اینگونه نمی شد…
دوست قدیمی از بابل
——–
پاسخ:
هروله بین عقاید گوناگون و تغییر مستدل باورها و عواطف، نشانه ی رشد آدمی ست و البته شرف دارد به توقّف و تعصّب کور به حكمرانى که برای تحکیم قدرتش نه تقوایی دارد که از ریختن خون مردم بهراسد و نه اخلاق و عاطفه ای که آبرو و کرامت شان را حرمت نهد
؛ راستى محمد آقای عزیز! یعنی دیوار نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشکده پزشکی، آن قدر بلند است که آنچه در متن جامعه می گذرد به چشمت نمی آید؟! این دعا را حتما برای هر دوی ما ادامه بده: اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

  samouel_g wrote @

ba salam .tu navarike doostan az jalasate mazhabie manzele shakhsitoon dar iran por karde boodand..khatereio naghl farmudid ke marboote be amuye shahidam bood..dar soorate emkan emaile shakhsitoono mikham ta betoonam rahat tar mozahem sham o soalatam ro beprsam.
ba tashakkor,hamshahri
——————————-
akbarein@gmx.com

  لاله هنری wrote @

سلام
خداوند شما را در پناه خود نگاه دارد
روزگار غریبی است و ماغرق در گناه ودنیویات وشما…
روزگاری با شنیدن نواری فکر میکردیم و میترسیدیم از بیرون رفتن و الوده شدن به گناه حال گناه و تاریکی وسر در گمی شده افیون ما
برایم دعا کن برادر
به امید دیدار
—————
پاسخ:
با سلام و سپاس از لطفت
یاد این غزل حافظ افتادم:
برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست
مرا فـتاد دل از ره، تو را چه افتادسـت؟
میان او کـه خدا آفریده اسـت از هیچ
دقیقه‌ایست که هیچ آفریده نگشادست
بـه کام تا نرساند مرا لبـش چون نای
نصیحـت همه عالم به گوش من بادست
گدای کوی تو از هشت خلد مستغنی ست
اسیر عشق تو از هر دو عالم آزادسـت
اگر چه مستی عشقـم خراب کرد ولی
اساس هستی من زان خراب، آبادسـت
دلا مـنال ز بیداد و جور یار کـه یار
تو را نصیب، همین کرد و این از آن دادست
برو فسانه مخوان و فسون مدم حافـظ
کز این فسانه و افسون مرا بسی یادست

تو هم دعایم کن عزیز برادر

  کمیل wrote @

سلام آقاجوادکجایی؟ یادم نمی ره به بچه ها می گفتی پیروهن بیرون بنداز خجالت نکش، بچه حزب اللهی نباید با این وضع باشه … پشت موتو دیدم! بهت می آد …جهت اطلاع اون آقایی که گفت دعای ابو حمزه می خوندید وازشماالتماس دعاداشت: حتما شما می دانید این قضیه امام علی ع رو که با یکی از یارانشان از جایی عبور می کردند، صدای مناجاتی از خانه ای بلند شد، همراه امام علی ع رو کرد به آقا و گفت چه حالی داره و……. همین شخصی که مناجاتی آنچنانی داشت درجنگی مقابل امام علی قرارگرفت و با امیرالمومنین جنگید.
یاعلی مددی
محمد زمان

  Mohammad wrote @

Dorod bar to ay khoshtip zaman

  محمد قنبرزاده wrote @

سلام
از انصافت در پاسخی که دادی ممنونم. اگر اطلاعاتت همیشه اینگونه به روز باشد خدا به داد ما برسد. 11 سال است که به واسطه مدرک تحصیلی دانشگاهی ام در یک شرکت فنی کار می کنم نه در نهاد رهبری! انشاءالله که با این جمله هدف القای پیامی خاص به مخاطب خود نداشته ای.
سعی نکن تنهاخود را از کیلومترها آنطرفتر باخبر از متن مردم بدانی و دیگران را نه! آن موقع که آن طرف هم بودی و با شداد و غلاظ از «امام خامنه ای» سخن می گفتی ادبیاتت همینگونه خودمحورانه بود.
جواد جان! اینقدر برای خود نوشابه باز نکن! برای خود مطرح کردن نیاز نیست آدم به زمین و زمان فحش بدهد. راه های منطقی تری هم هست. البته اگر بتوانیم از حجاب «خود» بیرون بیاییم.
تاکید بر «هر دو ی ما» نیازی نبود. ضمیر «نا» افاده این معنا را می کند. راستی «توقف» و «تعصب کور» که به ما نسبت دادی ادبیات فاشیستی که نیست؟ هست؟
ما همچنان نظاره گر این هروله ایم برادر…..
————————-
پاسخ:
خوب! معلوم میشود که یازده سال است از هم بیخبریم
خدا را شکر که بر سفره ی نهاد رهبری ننشسته ای و از لقمه ی حلال زندگی می گذرانی
من از گذشته ام پشیمان نیستم عزیز برادر
روزگاری باور داشتم که این «ولیّ وقیح» لیاقتِ امامت دارد؛ محبت او را در دل داشتم و امام خطابش میکردم
تا آنکه در غربال روزگار، به نام ولایت با ملت چنان کرد که معاویه به نام خلافت با امت پیامبر…
و اما نصیحت کرده ای که «راه های منطقی تری هم هست»… نیست عزیز! که اگر بود دوستان تو به قتل و حبس مردم روی نمی آوردند؛ حالا که دارم برایت می نویسم آمار کشته شدگان راهپیمایی اعتراضی بعد از انتخابات، از هفتاد نفر گذشته؛ هنیئا لکم
فعلا منطق از آنِ کسی است که قدرت بیشتری دارد؛ همان منطق أموی که «الحق لمن غلب»
راستی! آنکس که به توقف و تعصب کور مبتلاست فاشیست است نه آنکس که فاشیزم را توصیف میکند.
بازی با الفاظ، رنج بیهوده ای ست برادر!
همان بهتر که تماشاگر هروله ی کسانی باشی که آن را بر حلقه به گوشی آستان ولایت ترجیح می دهند و بر این هروله افتخار میکنند

  محمد قنبرزاده wrote @

همیشه به همین راحتی بر اساس بیخبری موضع می گیری و بعد هم با یک «خوب» از آن می گذری؟!
صحبت بر سر این است که اگر «باور» هایت در این مدت کوتاه از عمر اینقدر تلورانس دارند، دیگر تاختن اینگونه بر هر که بر باور تو نیست حداقل دور از انصاف است، اگر دور از تعقل نباشد.
به چهار روز دیگر بیندیش که باز به راحتی از «باوری» که «داشتی» سخن بگویی و با طیب خاطر به چرخشی که در افکارت روی داده افتخار کنی و باز هم دفاع از گروهی جدید و فحش و ناسزا به گروهی دیگر!
ضمناً گفتم «ادبیات» فاشیستی. شما که استاد «فاشیسم» شناسی هستی لابد می دانی ادبیات فاشیستی یک شاخه از فاشیسم است نه همه آن!اینکه هر که مخالف افکار ماست را با این اوصاف وصف کنیم لابد مصداق ادبیات خردمحور و آزاداندیش است!!ضمنا نمی دانم این حس «توصیف»گرایانه شما برای آنهایی که سابقه سالها جنایت و ظلم در حق بشریت دارند و شما به راحتی آب خوردن با «صدا»ی آنها به مصاحبه می نشینید و دل و قلوه می گیرید، گل نمی کند!!!
مرحبا!آمار دقیقی از تعداد کشته شدگان داری! امیدوارم کانال های خبری به اندازه کافی صداقت داشته باشند تا آمارها و خبرهای دیگری هم به عرضتان برسانند.
آنچه گفتم احساس وظیفه ای بود که نسبت به یک دوست قدیمی در خود احساس کردم.
بیش از این مزاحمت جایز نیست که: در خانه اگر کس است، یک حرف بس است.
——————–
پاسخ:
نوشته اى: «تاختن اینگونه بر هر که بر باور تو نیست حداقل دور از انصاف است، اگر دور از تعقل نباشد…»
عجب!… من «بر هر که بر باورم نیست» نتاخته ام، بر کسی می تازم که ظلم كرده و زندان و شکنجه و آوارگی را بر من و همفكران و هموطنانم تحميل كرده است (لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم).
2. کسی حق ندارد دیگری را برای تغییر مستدل باورهایش ملامت کند، تغییری سزاوار ملامت است که «بی دلیل» باشد، تو هم تلاش کن تا به جای «تمسخر تغییر»، دلایل تغییر مخاطبت را نقد کنی
3.در سال 80 بعد از آزادی از زندان با هیچ رسانه خارجی مصاحبه نکردم چون هم ایسنا و ایرنا بودند هم روزنامه ها. از آن روز تا حالا بیش از 125نشریه توقیف شدند و من و همفكرانم هیچ راهی برای رساندن صدای خود (که حق خدادادی ماست) نداریم جز رسانه های خارجی یا سایت هایی که در خارج از کشور اداره می شوند.
4. رسانه های خارجی (به گواهی سابقه حرفه ای شان) اول رسانه اند سپس تابعی از دولت و به همین دلیل در نقد بى رحمانه دولتهایشان آزادند (البته هم آزادی بیان دارند هم آزادی پس از بیان!) اما رسانه های حكومتى ما اول مزدورند بعد رسانه، البته اگر عبای گسترده ی آقا، جایی برای رسانه بودن شان هم بگذارد.
5.لطفا تو دیگر از نقد ادبیات فاشیستی چیزی نگو دوست سابق من!
شما حرف زدید و نوشتید، ما هم
شما راهپیمایی و تجمع کردید، ما هم
لابد در منطق تو این انصاف است که ما چون مدّاح ولايت نبودیم به هزار اتهام، گرفتار زندان و شکنجه و آوارگی بشویم و شما در امان… نه؟
تکلیف ما و شما روشن تر از این حرفهاست
وقتت را با این حرفها تلف نکن که کارهای مهمتری برای «حفظ نظام» داری و باید برسی!
بكذار خدا بین ما داوری کند در یوم الحساب
همانجا که «آه مظلوم» را بیش از نعره مستانه حاكم می خرند.

  samouel_g wrote @

باتقدیم سلام وادب

به شخصه معتقدم دین برای ایجاد حاکمیت اخلاق وانسانیت بوجود اومده..
نه برای حاکمیت فقیه!
اقاجواد(عزیز)..به عنوان برادری کوچیک خودمو موظف دیدم تاتذکری رو خدمتت عرض کنم..هرگز یادت نره که موقعیت بی ارزش دنیا رو دادی تا با حق بمونی..حق پناهت باشه که به خیلی چیزا پشت پازدی تا تنها به خدا اعتماد کنی..توافتخار وجدان تاریخی انسانیت وحق جویی هستی.
التماس دعا و آرزوی موفقیتت رو دارم برادر!
یاحسین.
——————-
پاسخ:
امیدوارم روزی سزاوار توصیفت باشم عزیز
ممنونم از تذکرت؛ ولی احساس می کنم شکیبایی زیر شکنجه ی تهمت های کسانی که خود را «قسیم بهشت و جهنم» و «مالک الرّقاب» آدمها می دانند از جان دادن در معرکه جهاد فی سبیل الله دشوارتر است
خوش به حال شهدا که رفتند و این روزهای تلخ تر از زهر را ندیدند
به قول فرید:
سخت گمنامید، اما ای شقایق سیرتان
کیسه می دوزند با نام شما شیّادها

برای صبوری همه ما دعا کن

  samouel_g wrote @

باتقدیم سلام وادب..
برادر(عزیزم)شماکه درگیری علمی وجدی تری درمقولات دینی داری..برای اموزش یاتبیین حقیقت هم که شده درکلامی..یانقدونظری موضوع امام زمان منجی(روحی له الفدا)روبراتشنگان حقیقت توضیح وتفسیر بفرماتاهمگان بدونند..برفرض مبارک ادراک وجودحضرتش..درین زمان..چه کسانی وبه چه دلایلی ازدوستان ایشان وکدام تفکرونگاه..ضربه زننده به راه ایشان خواهد بوذ…و…تفسیردینی اینچنین برازنده پیشروان بی ادعای حقیقت جویی چون شماست.

  samouel_g wrote @

باتقدیم ادب وارزوی سلامتی..
درحالیکه ریاست خودخوانده قوه مجریه نامه ای به ظاهرازسردلسوزی وتوصیه..به ریاست قوه قضاییه مینویسد..ان هم راجع به کسانیکه دیگردلسوزی ومهرورزی توهین به وضعیتشان است..معاون پارلمانیش حاضرنیست احضارکتبی همان قوه رابه هیچ بگیرد.
کسی به دروغ دم ازاعتقادبه ولایت وادراک خاصی ازفلسفه ان دارداماپاسخش به نامه مقام ولایت..موردانتظاروصحیح ازهمان منظرهم نیست!
درحالیکه دم ازمهرورزی وتسخیرقلوب بشری میزند..دربرخوردباانسانهایی که مانند وی نمی اندیشند..حتی فارغ ازحقشان..به غیرشرع وعرف وقانون وفطرت انسانی رفتارمیکند..
برادرعزتمندم..اقای اکبرین..
شرمنده ام ازانکه اخبارتلخ تکرارمکررات غلبه قابیلیان رامقدمه پیام ودرد دلم کرده ام..که اگرخون دل خوردنی باشدورنج روحی..سهم توازدردوظرفیت بیشتراست..برادر..که این روزهابیش ازهمیشه به راهت درگیرم..دلم برای مظلومیت کلمه حق میسوزد!دغدغه ذهنم اینروزهااینست..ایامابه این نتیجه خواهیم رسیدکه اشکال ازکلیت سیستمی است که به نام حق..اب را.. به کام باطل میریزد؟
شنیده ام که معمارابتدایی این راه در1978مجهزبه علم وصدق بوده است..شماکه ریاضتی درین راه برده ای..این شنیده راچگونه تایید میکنی؟
وبرفرض صحت ..ایااین کافی بوده؟من ازبی اعتمادی به این راه اندیشناکم!

  محمدرضا wrote @

سلام حاج جواد،
یکی از بچه های جلسه های صبح جمعه آستانه امام زاده قاسم هستم. برای اولین بار بعداز اون جلسات، عکس شما رو تو وبلاگتون دیدم. خوشحالم از این که دیدم شما ابراهیم وار به دنبال حقیقت حرکت کردید و خرقه آلوده که فقط نامی از پیامبر بر آن مانده بود از تن به در. اگر براتون امکان داره لطفاً آدرسی بهم بدین که بتونم در مسائل اعتقادی باهاتون مشورت کنم.
با آرزوی موفقیت روزافزون.

  samouel_g wrote @

من اروم نگیرم سراومدزمستون..اگرهم بمیرم شکفته بهارون!

  omid SAEDI wrote @

ba salam
link zir jahat estehzar ersal mishavad

نو نگاهی حقوقی به « مقام » ولیّ فقیه

http://www.roozneveshtha.com/2009/08/post_256.shtml

  احسان wrote @

سلام آقا جواد
منو یادت میاد؟ مراسم سخنرانیت در بابل، یادش به خیر!
دادگاه آقای کرباسچی بود! می گفتی یک حکم وقتی عادلانه است که اکثریت ازش راضی و خوشحال باشن!! راستی الان مردم خیلی ذوق زده و خوشحالن! میدونی چرا؟ چون حکم عادلانه درباره رئیس جمهورشون گرفتن! از انتخابشون خیلی شادمانن!
چرا الکی کام مردم رو تلخ میکنی؟
اگه ممکنه ایمیل شخصی ات رو بده تا با هم ارتباط صمیمانه تری داشته باشیم
آرزومند آرزوهایت
احسان الله خان!!!

  رکسانا wrote @

آقای اکبرین!

خوشحالم که به لباس انسانهای عادی ملبس شده اید! نمی دونم خلع لباستان کرده اند یا خود شما تصمیم به خلع لباس خود تون گرفته اید! ولی اینجوری دیگران احساس راحتی و نزدیکی بیشتری با شما خواهند داشت! فکر کنم آقای اشکوری یه جا گفته بود از خلع لباس شدن احساس خوبی داره! خواستم یه چیز دیگه ای هم بنویسم ولی فکر کردم شاید احساس کنید قصد توهین دارم! اگر خواستید بعدا» می گم چی بود!
——————
پاسخ:
خلع لباس نشدم دوست من
در یک روند فکری به نقطه ای رسیدم که دیگر نسبتی با این لباس احساس نمی کردم اینکه آن روند فکری چه بود قصه ی مفصلی است.
فعلا به همین اشاره اکتفا میکنم که لباس روحانیت لباس سخنگویی خدا و نماد دفاع از نظام است.
دریافتم که نه خدا سخنگو میخواهد و نه نظام بهره ی چندانی از عقلانیت و عدالت دارد که شایسته دفاع باشد.
البته به روحانیانی كه بر اساس باورهای معنوی شان و نه از سر تجارت و ریا به این جامه ملبّس اند ارادت دارم

  رکسانا wrote @

بهرحال خوشحالم که این روند فکری در زمان مناسبی در شما شکل گرفت! البته من هم برای برخی از روحانیون صاحب اندیشه احترام قائل هستم! اصولا» هر انسان آزاده ای در هر کسوتی فابل احترام است، ولی عبا و عمامه روحانیون شیعه، ریش دراز خاخام های یهودی و تسبیح بلند کشیش های کاتولیک همیشه در ذهن من بزرگ شده در یک حکومت دینی شائبه سوء استفاده از دین را به همراه دارد. البته عوام هم تصور قداست خاصی برای این لباس ها دارند به طوری که جفت کردن نعلین برخی از آقایان روحانی را برای اجر آخرتشان مفید می دانند.
همیشه آزاد و آزاده بمانید!… رکسانا

سلام آقا جواد اکبرین
من برادر دوست شمام! سال72 یادتونه؟
مراسمای فاطمیه! فکر نمی کنید بار زیادی برداشتین که دوست و دشمن رو، حقیقت روگم کردین؟
واقعا دوستانتون نه ازجنبه سیاسی که کاری با سیاستبازان ندارم امثال ابراهیم نبوی هان؟ بادشمنیشون باولایت فقیه کاری ندارم با اصولشون مشکل دارم!!
اینا دوست شمان؟؟
فرمودماتری الجاهل الامفرطاأومُفَرطا
این طورنیست ؟
——————————-
پاسخ:
همه مدعی حقیقت اند و دیگری را باطل می دانند دوست من
بهتر نیست به جای این خطابه های کلی، موضوعات خاص را در میزان های عقلانی و دینی مشخصی بسنجیم و درباره هریک گفت و گو کنیم؟
اما درباره سید ابراهیم نبوی: بله، ایشان از دوستان خوب من و از سرمایه های فرهنگی این «خاک بلادیده» اند و نفهمیدم منظور شما از «با اصولشون مشکل دارم» چیست؟

  سعید حلوایی wrote @

سلام جواد جان.نمیدونم مسیری که میری تا چه اندازه ای درست یا نه ولی همین که مثل یه رود جریان داری کافیه برای تائید روح بلندت.این شناوری باعث میشه اگه خطائی هم باشه خیلی زود به حقیقت برسی مثل رود جاری که اگه کثیف بشه چون جریان داره اونو از بین میبره.البته بسته به جریانش داره که چقدر طول بکشه تا اونو از بین ببره.میخواستم بدونم وضعیت زندگیت اونجا چطوره؟ خداییش بدون تواضع بگو. تو این روزهای عزیز برات دعا میکنم تا هر جای این عالم هستی در راه حق موفق و سلامت باشی.
———————-
پاسخ:
و کم من ثناء جمیل لست اهلا له نشرته
دعا و لطف و نقد تو سرمایه این روزهای سخت و طاقت فرساست عزیز

  safa wrote @

خوشحالم که وبلاگتون پیدا کردم…مواجه شدن با کسانی که «اسلام» به تمامی درک کردن و بخاطرش توی سر مردم نمیکوبن که چرا مثل ما نمی اندیشید یه حس خیلی خوبه…..مثل وزیدن نسیمی خنک از سمت بهشت که ای بنده طفلک نمیخواد بترسی …هر جور دلت میخواد با من(خدای مهربونت) حرفات بزن…اصلا شاکی باش داد بزن …فقط به حق دیگران تجاوز نکن …وانصاف داشته باش…وخودت به من بسپار….من همیشه در کنارت هستم……وبه نظرم میاد خدا مهربونی را در چهره وکلام بنده های مومنش متجلی میکنه که مردم روزی از هم نپرسند:شما میدونین مهربونی چه شکلیه؟!……..از اینکه اینجا نیستین و می تونیم به کمک بیگانگان صدای شما را بشنویم خوشحالم….ومایه شرمندگی «خودی ها»….پاینده باشید!

  قاسم wrote @

اي كاش آقاي محمد قنبرزاده جواب يكي از سوالات شما رو ميداد تا ببينم چه چيزي ميتونه مانع از فرياد وا مظلوماه از طرف حاميان ولايت فقيه بشه. البته خيلي از دوستداران آقاي خامنه اي در هيچ نهادي هيچ سمتي نداشته و ندارند و اتفاقا درد دين هم دارند و متدينند و به نظر من رفتن به بهشت يا جهنم ربطي به اين ندارد كه مقلد كي باشي (مگر اينكه وضع مرجع تقليد و فتاواي صادره اش خيلي متفاوت باشد).
اخيرا با يكي از بستگان متدين كه مقلد آقاي خامنه اي هستند و انسان بسيار با مطالعه و منصفي هست بحث مي كردم و او مي گفت كه كمي در مورد نظرات ايشون شك داره (در مورد دفاع بي چون و چرا از احمدي نژاد) ولي به خودش جرات نميده ولايت فقيهي ايشون رو زير سوال ببره.
انتظار من حد اقل اينه كه بدونم آقاي محمد قنبرزاده ايا تا بحال تا اين اندازه يا حتي كمتر از آن شك كرده اند يا خامنه اي را ولي مطلق خدا و جانشين بي چون و چراي امام زمان عليه السلام مي داند كه هيچوقت هيچ خطايي از وي سر نمي زند و نميتوان در مورد خطاهاي ايشون صحبت كرد يا نه؟ اگر جواب آري است، برايمان بنويس كه ما هم كمي در مورد نظرات منفي مان نسبت به ايشون تجديد نظر كنيم.
شخصا از روز اول آقاي خامنه اي را در حد مرجعيت نميدانستم، چه برسد به ولايت … كسي كه با چند نقل قول از رفسنجاني و سكوت احمد خميني رهبر شد … الآن هم كه آفتاب آمد دليل آفتاب …. اينهمه تعريف و تمجيد از احمدي نژاد كذاب (نه كاذب) يعني بسيار دروغگو چه معني دارد؟؟!!
با احترام فراوان به همه علاقمندان به دين حنيف اسلام

  دامون یزدان پناهd wrote @

نمیدونم اینا به چه مینازند؟ ولی من به این جواد می نازم
چون عرضه اش را داشت که یک شب یک فرمانده گردان، توی گلزار شهدا، سر قبر نیروهاش پیشش تا صبح، گریه کرد از دست اربابای اینا!
…جداییش از لباس روحانیت مثل پوشیدن آن در اواخر دوره رضاشاه هست، از «همرنگ جماعت شدن» نیست بلکه میخواد اسلام را زنده نگهداره و از تکرار اروپای بعد از رنسانس در ایران می ترسه
هدفت شریف است ولی من ناامیدم…

  farhad wrote @

سلام جواد آقا
در پاسخ به کمیل که گفته آنکس که مناجات زیبایی داشت روزی به مقابله با امام علی پرداخت باید بگویم آیا شما واقعا در حد و اندازه کمیل هستید که اینگونه اظهار نظر می کنید ؟ آن شخص مناجات کننده اینجا کیست و علی چه کسی است ؟ از قدیم گفته اند هر آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند . مناجات ابوحمزه ثمالی از زبان حاج آقا اکبرین و درد دلهایی که نشان از دل دردمند اکثریت حاضرین داشت و شور و حالی که در یک سکوت معنی دار قبل از قرآن به سر کردن و درد دل با محبوب واقعی آن جمع را در بر می داشت آیا نشان از تظاهر داشت ؟ چرا از آن سالها تا کنون کسی نتوانسته مراسمی باشکوه تر برگزار کند ؟ چرا تمامی کسانی که آمده اند به دانشگاه تبریز و در شبهای قدر سخنرانی کرده و مراسم قرآن به سر را برگزار می کنند آنقدر نفوذ کلام ندارند ؟ چرا تأثیر آنچنانی در جمع ندارند ؟ چون ظاهر و باطن آنها یکی نیست و به چیزی که می گویند یقین ندارند.

چه خوش است صوت قرآن زتو دلربا شنیدن / به رخت نظاره کردن سخن خدا شنیدن

اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان
——————-
پاسخ:
وکم من ثناء جمیل لست اهلا له نشرته

  saeed wrote @

دوست من سلام
من در شیراز هستم یک اقایی هست که مثل شما روحانیه و مثل شما مخالف این کارهای ضد اخلاقی رژیم. آيت الله علیمحمد دستغیب
که اخیرا هم حرفهای با ارزشی زده .و عمال رژیم هم شروع کرده اند به توهین وافترا به این منتخب مردم استان فارس در خبرگان.و از طرفداران ایشان هم جوابیه ای منتشر کرده اند که جالب است کفتم اگر صلاح میدونید برای گذاشتن تو سایت بدم به شما؟؟
—————–
باسخ:
ممنونم از لطفتان. بفرستيد

  همون آشنای شبای فاطمیه wrote @

والزمواالسوادالأعظم فإن یدالله مع الجماعة وإیاکم والفرقة!
صدای حقیقت ازگلوی هردروغگوئی درنمیاد!بشنو!خیلی واضحه!شاید باید به گوشات استراحت بدی خیلی از حرفارو گوش ندی!!!راستی این سواد اعظم کجاست!!؟حتماتوحاکمیت انگلیس و ما نمیدونیم!!البته درست که توی این دوره بیشترآدمها گرگندولی گوسفنددورازگله اونی که ازافراط وتفریط ابائی نداره!!
ببین حقیقت چی میگه:
فإن الشاذ من الناس للشیطان کماأن الشاذ من الغنم للذئب!!
شایدم انگلیس واروپا مامن آرامش مسلمینند وایران با ولایت فقیهش گرگ کده به قول شما!!ها؟؟
——————————–
پاسخ:
اولا: چه کسی به حضرتعالی اطمینان داده آنچه دیده ای «سراب» نیست و «سواد» است؟ آنهم از نوع «اعظم» اش؟!
ثانیا: رسانه ی آگاهی بخش که اسرار دیکتاتورها را برملا می کند «مأمن» است چه برای مسلمین و چه غیر مسلمین، چه آمریکایی و اروپایی باشد و چه آسیایی!
ثالثا: آن کس که مردم را می درد و در سه ماه صدها کشته و مجروح و هزاران زندانی در کارنامه اش ثبت میکند گرگ است چه ولی فقیه و آیت الله باشد و چه پیشوای آلمان نازی!
کاش «سامعهْ ثقیلهْ قدرت» این صدا را می شنید که: ولاتکونّنّ علیهم سَبُعا ضاریا تغتنم أکلهم

  محسن wrote @

سلام آقا جواد من هم يكي از اون آشناهاي قديمي ام البته يكطرفه، گمون نميكنم شما منو يادتون بياد. اينكه اينجا پيغام ميذارم به اين معني نيست كه انتظار تحول و تغيير عقيده از شما داشته باشم يا بخوام چيزي رو ثابت كنم. فقط وظيفه است و بس. تا اون دنيا بتونم جلوي روت بايستم و بهت بگم كه من حرف حق رو برات زدم خودت باور نكردي.
اقاي اكبرين عزيز من خودم دقيقا تا روز انتخابات نظراتي شبيه نظرات شما داشتم و حتي الان هم تا حدي به بعضي شون اعتقاد دارم ولي از روز انتخابات به اين طرف به نظر من كسي كه دم از آزادي و دمكراسي و نظر مردم ميزنه و ذره اي وجدان داشته باشه بايد مقابل راي مردم سرفرود بياره ولي متاسفانه تمام كساني كه ادعاي مردمسالاريشون گوش فلك رو كر كرده بود و من و امثال من به حرفهاشون اعتقاد پيدا كرده بوديم از تمكين راي مردم سر باز زدن و من هاج و واج فقط به تماشا نشستم كه اين يعني چه؟
اقاي اكبرين عزيز من 4 سال عليه اجمدي نژاد همه نوع تلاشي كردم و بهش راي ندادم و نخواهم داد اما اولين كاري كه بعد انتخابات كردم اين بود كه به تمامي دوستان طرفدار احمدي نژاد تبريك گفتم (چيزي كه از احترام به راي مردم ياد گرفته بودم) شعار من قبل از انتخابات: هركسي غيراز احمدي نژاد حتي كروبي و بعد انتخابات : امام به ما ياد داده به راي مردم احترام بذاريم حتي اگر بني صدر باشه

  نیاز wrote @

سلام
خیلی باحالین

  5272274 wrote @

please contact me as soon as posible, it is very important.

  سعيد wrote @

سلام جواد جان.خوشي البته نه به ظاهر چون ميدونم با سختي هاي زيادي مواجه هستي.اين خوشي كه من ميگم از اون خوشي هاست كه ابوذرها ميفهمند و مطمئنم كه تو درك ميكني.خدا با صابرينه.جواد جان اگه امكان داره ايميلت رو بهم بده اخه يه سري سؤالات اساسي دارم.موفق و سربلند باشي
————————–
پاسخ:
ممنونم از لطفت
این هم ایمیل من:
akbarein@gmx.com

  kosar wrote @

سلام آقا جواد دلم خیلی برات تنگ شد . من همونیم که قرار بود با قربانیان
ازدواج کنم و شما وساطت کردین .حتما گرفتین نه من به سیاست کاری ندارم ولی به تو ایمان دارم . میشه یه عکس برام بفرستی . خیلی دوستت دارم . راستی برام دعا کن .

  محبوبه بهبودی wrote @

سلام جناب اقای اکبرین .من دختری 21 ساله هستم و علاقه بسیاری به فراگیری علوم اسلامی دارم . در واقع می خواهم درباره دینم عمیقا مطالعه کنم .قصد داشتم در کنار دانشگاه به حوزه علمیه بروم و مطالعاتم را اغاز کنم . ولی بعد از جریانات 22 خرداد چنان دید تاریکی نسبت به این مکانها پیدا کرده ام که نمی دانم چه کنم احساس میکنم انها نماینده تعلیم پوسته و ظاهر دین هستند . از طرفی دوست ندارم صرفا از طریق مطاله کتاب به اهدافم برسم . خواهش می کنم اگر در این زمینه نظری دارید مرا راهنمایی کنید .متشکرم .

  علی wrote @

سلام علیکم،امکان آگاهی از نظرات علامه فضل الله،وجود دارد؟حال آن که قسمت فارسی سایت ایشان راه نیفتاده.

  سعید wrote @

سلام جواد جان.میلت رو بما ندادی.منتظرم سوال زیاد دارم.نظرت رو در مورد حاکمان(نه اصل حکومت)حال حاضر کشورمون چیه؟درمان آنها یا برکناریشان؟یعنی به نظرت فرصتی برای درمان باقی مانده؟در راه حق سربلند باشی

  سید روحیه wrote @

سلام جواد عزیز
دلم برات خیلی تنگ شده ،تو کجا اون جا کجا ،این جا کجا؟
یه زمانی چه حظی میبردیم از صدای دعای جواد!!
شنیدم اول لبنان رفتی؟ باز شنیدم یعنی شایع شده بود که با خانمت به طور قاچاق به انگلیس پناهنده شدید؟؟!!!!!
وبلاگت رو تو فیوریتم گذاشتم تا رصدت کنم آخه شدی ستاره سهیل که هر لحظه از اصل خودت دورتر میشی!!!!

———————————–
پاسخ:
سلام عزیز برادر
نمیدانم کدامیک از سادات روحیه ای؛ اما ذهنم پر است از خاطرات شیرین و معنوی آن مدرسه کوچکِ دوست داشتنی
و دو نکته:
یک: ما هنوز لبنانم و قاچاقی هم به انگلیس نرفته ایم!
دو: «اصل» هر کس در صداقت و کرامت و آزادی خدادادی اوست که هیچکس حق تعرض به آن را ندارد
و سهل انگاری در برابر آن، نه نزد وجدان انسانی پذیرفته است و نه در محکمه ی الهی
من بر خلاف تصور تو، هر لحظه به اصل خود نزدیکتر می شوم
ولی رصد کردن دوستان را دوست دارم و از آن بهرهایی می برم بی نظیر!
از لطفت ممنونم
شاد و سلامت باشی

.

  سيد مهدي ميرتبار wrote @

جناب آقاي محمد جواد اكبرين
واقعا متاسفم از شما بعنوان يك همشهري كه برويد و در تلويزيون فارسي زبان بيگانه بگوييد كه قرآن تحريف شده
اگر شما با نظام مخالف هستيد اين جه ارتباطي با دين دارد كه اين طور سخن بگوييد؟
مگر شما مجتهد هستيد كه اين طور نظر مي دهيد؟
حالا كه لباس روحانيت را از تن بيرون كرديد چرا به قرآن توهين مي كنيد؟ اصلا از اين حرفها چه عايدتان شده؟
——————————
پاسخ:
اگر روحانیون، یکبار برای همیشه یاد بگیرند که قبل از تحقیق، سخن نگویند بخش عظیمی از مشکلات جهان اسلام حل می شود
من در پاسخ به یک پرسش در تلویزیون بی بی سی گفتم که در تاریخ اسلام، آزادی بیان وجود داشت و حتی عالم بزرگی مثل «شیخ صدوق» معتقد به تحریف قرآن بود اما کسی تکفیرش نکرد
حالا این چه ربطی به اعتراض حضرتعالی دارد نمیدانم!
ولی جهت احتیاط، من از طرف جناب شیخ صدوق و آن دسته از «مجتهدان» که به تحریف قرآن معتقد بودند از شما عذرخواهی می کنم

  بازم همون آشنا wrote @

منم واقعا متاسفم برای روحانیون سابقی که بدون تحقیق حرف میزنن!نصفه حرف میزنن!انابجا حرف میزنن!واقعا متاسفم که انقد حرف میزنن!!البته اقتضای آدمای افراطی همینه!حرف نمیزدن خیلی از مصیبتهای بشر بدبخت امروز پیش نیومده بود!چرا که :
لوسکت الجاهل لما الاختلف الناس
اما مشکل اینه که ابزار الهی رسانه!! هیچی که نداشته این فرصت رو به نام آزادیه بیان،آزدایه اندیشه،آزادی حرفای نصفه زدن،آزادیه بدون تحقیق حرف زدن ولو بی ربط ونابجارو علی الخصوص برای آدامای همه چیزدان!!!به وجود اوورده!!!
آخه یکی نیست به این اندیشمنده دین پژوه بگه!! آگه آزادیه بیان ارزشش بالاترازحفظ دینه چرا باید مسجد ضرار تخریب بشه؟؟چراباید علیپرستها به دست امیرالمؤمنین سوزونده بشن؟؟چرا واقعا؟؟
میگم اکتشافات این آدم عمیقه!شمابگید نه!!

————————————–
پاسخ:
بنده اعتراف میکنم اکتشافات من به اندازه ی حضرتعالی عمیق نیست و هرگز نتوانستم یک حدیث صحیح السند کشف کنم از اینکه امیرالمومنین(ع)، علی پرست ها را می سوزاند! اگر در قم هستید به موسسه آیت الله العظمی بروجردی (در خیابان صفائیه) مراجعه کنید و سلام بنده را به رئیس موسسه برسانید و از ایشان بخواهید کمی درباره احادیت دروغ و ضعیف السند و جعلی روشن تان کنند؛ شاید دهان مبارک را ببندید و امیرالمومنین را به «آدم سوزی» متهم نکنید و فرق اولیاء الله را با جنایتکاران حرفه ای تشخیص دهید…
احیانا اگر فرصتی باقی ماند کمی هم املای عربی را تمرین کنید تا حداقل یک حدیث ساده را درست بنویسید و نفرمایید «…لما الاختلف الناس»!

  رضا مصطفوي wrote @

سلام. سال اولي كه وارد مدرسه معصوميه شدم، با نواي گرم تو با كميل و ندبه و شهدا آشنا شدم. باور نمي‌كردم به اين روز بيفتي عزيز. خيلي با هم برخورد نداشتيم؛ ولي به خاطر نواها و دعاهاي دلنشينت، هم من و هم بچه‌هاي معصوميه دوستت داشتند.
افسوس…

  بازم همون آشنا wrote @

میبینم ازحرف حق بدجوری فشاراومده بهت!!دفعه قبل که جوابی راجع به قصه غصب خلافت ندادی حالا گیریم روایت سوزانیدن علی پرستان ضعیف(که معلوم نیست چرا هرچه که تاپیش ازاین قوت داشته یهو ضعیف میشه)با داستان مسجدضرارچه میکنی؟؟لابد قرآن هم که تحریف شده است پناهنده ملا نقطی؟؟اون که دیگه صرفا روایت نیست مؤمن به رسانه ها!بابا اسلام پژوه روزنامه نگار!!
باحساب این حرفا خدا ازهمه (نعوذبالله )جانی تره که اقوام مختلف رو به خاطرآزادی بیانشون عذاب میکرد حامیه بهائیت مظلوم!!باباطرفدارانسانیت!! واقعا جالبه!بارها این همه آدم دلسوزانه بهت میگن:جناب امام خامنه ای گو دیروز وضدخامنه ای امروز، حرفی اگه داری دلخوری اگه ازحکومت داری با اصل دین چکارداری؟با بسیاری ازموضوعاتی که فقط باید درشرایط علمی مطرح بشه چه کار داری که بیانه علنیشون کنی؟ولی آخرعاقبت آدم جاهل پرمدعا لقمه یهود شدنه!
———————————–
پاسخ:
جناب حجة الاسلام !
1) روایت «آدم سوزی» امام علی از اول هم جعلی و ضعیف بود؛ شما سوادت را بیشتر کن!
2) اینکه «خدا قومی را به خاطر آزادی بیان عذاب کرده باشد» هم دروغ خنده داری ست که فقط از امثال تو بر می آید که حاضرید از خدا و پیامبران و امامان معصوم ، «یک مشت عقده ای عاشق عذاب و شکنجه» بسازید تا شاید دامن رهبرتان را از جنایت ها تطهیر کنید و گرنه اینگونه بی پروا، رحمانیّت خدا و پیامبر رحمةللعالمین و امامان را به لجن نمی کشیدید.
3) بنده هرگز از بهائیت دفاع نکردم و این دروغ هم سزاوار همان دهان ناپاک است.
4)در آیات مربوط به مسجد ضرار آمده است که «والله یشهد أنهم لکاذبون»؛ به گواهی قرآن کریم، نشانه ی اهالی مسجد ضرار «کاذب و دروغگو بودن» است؛
کسی که در یک کامنت کوچک، چند دروغ بزرگ می گوید بیشتر شایسته ی محشور شدن با ضراری هاست.
5) اصلا فرض می کنیم بنده «جاهل و پر مدعا و لقمه ی یهود»! شما پسر خوبی باش و بیشتر مطالعه کن تا بتوانی میان عقده و عقیده فرق بگذاری و از «اسلام رحمت» دفاع کنی؛
و باور کنی که دفاع از «اسلام خشونت» نه خدمت به خداست نه خدمت به بندگان او…

  علی مهتدی wrote @

جواد جان؛ بابا پاسخ ابلهان خاموشی‌ست. تو تا کی می‌‌خوای با این اهالی خرافه‌آباد دهن به دهن بذاری؟
بذار فکر کنن،‌ امیرالمومنین آدم آتیش میزده و با هیتلر فرقی نداشته. بذار فکر کنن، خدا مسجد ضرار رو روی سر اهالیش خراب کرد و زنده به گورشون کرد. بذار فکر کنن خامنه‌ای نماینده امام زمان و در نتیجه نماینده خدا بر کره زمینه. بذار فکر کنن حق کامل هستند و باقی، همه جهل و نادانی مرکب‌اند.
قبل از این طفلکا هم میلیون‌ها و بلکه میلیاردها انسان بر روی این کره زمین زندگی و ادعای خدایی کردن. همه‌شون هم در نقطه‌ای با پشه‌ای چیزی دار فانی رو وداع کردن و رفتن به جهنم و فیها خالدون شدن.
تو مگه مسئولی ملتی رو به هویت پلید و کثیف رهبر دروغین و دجالشون آشنا کنی؟ مگه اصلا میتونی؟
اون که کلیم‌الله بود، پوستش کنده شد و آخرش نتونست و ملتش گاوپرستی رو ترجیح دادن. حالا لااقل خوبه این جماعت، این روزها به جای گاوپرستی، الاغ می‌پرستن.
بذار خوش باشن … تو هم خوش باش
ان العاقبة للمتقین … آره داداش … تلک من انباء الغیب نوحیها الیک

  سيد مدي ميرتبار wrote @

جناب آقاي محمد جواد اكبرين
در پاسخ به پاسخ شما ، اولا بنده روحاني نيستم و ثانيا اعتراض من هم وارد است به دليل اينكه شما در آن برنامه تلويزيوني فارس زبان بيگانه تنها از شيخ صدوق (ره)نقل قول نكرديد بلكه خود نيز آن را تاييد كرديد البته اين را نيز بايد گفت كه اين اعتقاد تكفير نمي آورد وليكن اين اظهار نظر توهين به آموزه هاي ديني كه بر گرفته از قرآن است مي باشد ونيزدر خصوص ادعاي شما هيچ كدام از دانشمندان ديني و يا مراجع فعلي تقليد نظير حضرات آيات عظام مكارم ، سبحاني آن را تاييد كردند ؟؟

  وحید wrote @

سلام آقای اکبرین
خسته نباشید

یک زحمت برای جضرتعالی داشتم. قصد دارم در مورد کمک مالی دولت به حوزه یک گزارش تهیه کنم. چند تا سئوال برام مطرح شده که قصد دارم این سئوال ها رو با برخی از کسانی که احساس می کنم اطلاعاتی در این زمینه دارند مطرح کنم. سئوال ها رو این جا برای شما می نویسم .اگر ممکن بود پاسخ این سئوالات را یا برایم ایمیل کنید یا در وبلاگم برایم بنویسید. ممنونم.

  وحید wrote @

1 – منابع در آمد حوزه و زیر مجموعه های حوزه از چه محلی تامین می شوند؟ و موارد مصارف این درآمد چه اموری هستند؟ این در آمد صرف چه اموری می شود؟

2- آیا حوزه یا زیر مجموعه های آن می توانند وارد مراودات اقتصادی شود؟ آیا حوزه می تواند فعالیت اقتصادی مستقل داشته باشد؟ این امکان وجود دارد که حوزه بخشی از در آمد های خود را صرف شرکت در فعالیت های اقتصادی به عنوان سهام دار یا شریک، کند؟

3- آیا سازمان ها و نهاد ها و اشخاص حقوقی و حقیقی می توانند به حوزه کمک های مالی کنند؟ شرایط این کمک ها چیست ؟

4- آیا حوزه می تواند بخشی از بودجه ی سالانه ی کشور را به عنوان بودجه ی خود طلب کند؟

5- حمایت مالی دولت و یا نهاد های دولتی از حوزه و زیرمجموعه های آن چه عواقبی خواهد داشت ؟ آیا در حفظ استقلال حوزه تاثیری منفی خواهد داشت؟

6- آیا استقلال حوزه بعد از انقلاب دستخوش تغییراتی شده ؟ این تغییرات در چه جهتی بوده است ؟ آیا هنوز هم می توان برای برخی از روحانیون اصطلاحی مانند «آخوند درباری» به کار برد ؟

7- عده ای معتقدند آقای خامنه ای بعد از به قدرت رسیدن براب جلب حمایت حوزه و برخورداری از پشتیبانی علما و روحانیون حوزه و برخی علما را با پرداخت مزایا و منافع دولتی کرده اند تا در مواقع نیاز از این حمایت ها استفاده کنند.مصداق بارز این موضوع تفاوت هایی است که خود دولت برای مراجع قائل می شود و در اقدامی عجیب هم لیست مراجع اعلام کرده اند و این که افراد باید از بین این افراد مراجع خود را انتخاب کنند و وجوهات خود را به این اشخاص پرداخت کنند!!

8 – چرا آقای احمدی نژاد و اطرافیان ایشان اصرار دارند حوزه را تحت حمایت مالی دولت قرار دهند؟ نظر بزرگان حوزه در این مورد چیست ؟ احمدی نژاد مخالفت با کمک مالی دولت به حوزه را اندیشه انحرافی می‌داند و بار ها تاکید کرده است که: «دولت و خزانه عمومي نمي‌تواند خود را از مسووليت ترويج فرهنگ اسلامي دور نگه دارد.» نظر شما پیرامون این اظهار نظر چیست ؟

9- به نظر شما آیا بزرگان حوزه و مراجع زیر بار این کمک های مالی می روند؟

  امیر wrote @

آقای اکبرین سلام
برای اولین بار امروز شما را در برنامه صدای آمریکا دیدم و نمی دانید شنیدن دیدگاههای شما چقدر برای من جالب بود. من 30 سال است در آمریکا زندگی میکنم ولی دلم همیشه برای ایران و مردم مظلوم آن آب و خاک میطپد. دیدگاه من از اسلام و شیعه و سنی خیلی شبیه دیدگاه شماست و از اینرو خیلی خوشحال خواهم شد اگر ایمیل شما را داشتم تا هر از گاهی با شما درد دل میکردم. خدا نگهدار شما باشد

  محمد wrote @

سلام آقاي اكبرين
شما را با برخي از مقاله هاي مستدل و زيبايتان شناختم.
اجازه مي خواهم پيشنهادي به حضورتان بكنم.
بخش كامنت هاي وبلاگ ها و تلفن راديو وتلويزيون ها ئي كه در مسير خط ولايت نيستند مرتب به بيراه مي روند تا اولا خوانندگان و بينندگان را دلزده و نويسندگان و اجرا كنند گان را به بيراهه بكشانند.
در دام اين اراذل نيفتيد.
شايد با در اختيار گذاشتن تريبوني براي بيان عقايد و نه جوابگوئي به آنها كمتر دچار مشكل شويد.
براي اينكار از تجربه بسياري از نويسندگان كه تنها به درج نظر هاي سازنده مي پردازند استفاده كنيد.
نمونه داخليش وبلاگ آقاي نوري زاد و خارجي آن آقاي بهنود.
موفق باشيد.

  baran wrote @

man kheili gij shodam ,nemidunam harfe ruhanuny ke tu iran hastano bavar konam , ya harfe shomao kadivaro mohajeranyo. lotfan komakam konid . tu do rahi mundam.be man begid din dar morede velayate fagih chi mige,ba zekre manbae movasag.aya shoma agaye khomeiny ro gabul darid? chera? chera khameneee ro gabul nadarid? nazaretun dar morede marajee dakhele iran chie? dar morede agaye sistani chi?aya doroste ya dar din umade ke agar az hukumate eslami hemayat nakoni engar az din kharej shodi ya dinet kamel nist? lotfan ba zekre manabee motabar har che zudtar javabamo bedid!

———————–
پاسخ:
کتاب «حکومت ولایی» نوشته آقای محسن کدیور – (نشر نی – تهران)مستندترین کتابی ست که تا به حال در بررسی نظریه ولایت فقیه نوشته شده

  مانی صالحی wrote @

ان الانسان علی نفسه بصیره

  جواد wrote @

سلام
جناب آقاي اكبرين
خوبيد ان شاالله، از دوستان بابلي شما به حساب مي آيم . شايد تصوير مرا در ذهن نداشته باشيد اما همان زمان كه شما در مدارس علوم ديني مشغول فعاليت بوديد من هم در دانشگاه مشغول فعاليت بودم ايام محرم منزل پدري شما جنب مسجد كاظم بيك مي رسيديم خدمتتون. از دوستان مشترك ما فكر كنم هنوز ميثم را به ياد داشته باشي آخ بواسطه هيكلش ذهن ادم دچار فراموشي نمي شه.در درجه اول با ديدن عكس شما خيلي به وجد آمدم .در هر صورت خيلي خوشحالم كه مشغول تحصيلات عاليه همراه با دگرانديشي در درون هستي. واقعيت اينه كه من فكر ميكنم چاره اين داستان مملكت فقط با ائمه اطهار است و نيروي بشري چاره اي اينها نيست . بعبارتي ديگر چنان بي محابا به هر عملي دست مي زنند كه گويا ديگر فردايي قرار نيست آفتابي طلوع كند.در هر صورت صادقانه من فكر مي كنم فعاليت با روشهاي قديمي جواب نمي دهد چنين فعاليت هايي فقط هزينه ها را افزايش مي دهد .اعتراف تلخي است اما به اندازه ابديت از اينها متنفر هستم .اي كاش كمي اصلاح طلبان در دوره اعمتاد مردم مسجم تر عمل مي كردند و كمي هم بي انصاف ونامرد بودند تا كار به اينجا نمي رسيد. در هر صورت خوشحالم كه سالمي و خواهش مي كنم مواظب خودت باش . اين كشور به نيروهايي چون شما احتياج دارد. چون نسل آينده به تعريف دوباره از دين و جايگاه آن در زندگي احتياج دارند كه مطالعات امثال بنده نيازهاي روحي آنان را اغنا نخواهد كرد.التماس دعا.

  ali wrote @

با سلام. به نظر من اين جريان توهين به مقدسات يك توطئه عليه جنبش است. اول توهين به خميني (كه اصلاً مقدس نيست) بود ولي كسي اهميت نداد. دوم توهين به روز عاشورا بود و تونستن از اين حربه خيلي خوب استفاده كنند. سومين توطئه هم در صورت عدم پيروزي اصولگرايان بمب گذاري در بين مردم و اماكن مقدسه ميباشد تا با اين ترفند بتونن جنبش را بدنام كنند. براي خميني يك تظاهرات در يك روز تعطيل برپا كردند ولي هيچ كس استقبال نكرد. براي اين راهپيمايي يك روز كاري را در نظر گرفتند تا بتونن تمام سازمانها و ارگانها و مراكز آموزشي را به پاي راهپيمايي بكشانند. به اميد پيروزي جنبش
رهبران اصلاح طلب در هر حال طرفدار جمهوري اسلامي هستند ولي خواهان اصلاحات در درون نظام هستند و خواهان مبارزه با ظلم و فساد درون مسئولين كنوني نظام هستند و اين اصولگراها ميخواهند با اين ترفند ضد دين بودن اصلاح طلبان آنها را از صحنه نظام به كلي دور كنند. به اميد پيروزي جنبش

  میم بابلی wrote @

آقا جواد.
یادم نمیره چه خوب صدای (……) را تقلید میکردی. هنوزم به یاد اون روز ها میخندم.
ضمنا آقای محمد قنبر زاده بواسطه جای مهرهایی که روی پیشانی اشان دارند الان رئیس یکی از مراکز مخابراتی بابل هستند
( امور مشترکین تلفن همراه) نه » کارمند یک شرکت فنی «.
ضمنا از نظر من در شان شما نیست که حتی جواب این افراد رو بدین. چرا به اونهایی که اینگونه شما رو به » زمین گیر شدن » متهم میکنند نمیگید که اون سالهای درازی که اونها در حال بازی با فرمولکهای ریاضی در کلاسهای درسشان بودن شما داشتید تحقیقات و مطالعات دینی میکردید.
همون آقای میرتبار که بنده ذلت شاگردی ایشان را داشتم چطور میتونن شما رو به توهین قرآن محکوم میکنند آیا خاطرشان نیست که چطور به بچه هایی که به جرم پوشیدن شلوار جین به مدرسه میرفتند توهین میکردند . امثال این متحجر ها در بابل الان زیاد هستن آقا جواد . میترسم از روزی که همینها با دیدن عدل امام زمان ایشون رو هم نفی کنند.

خیلی دوس دارم از طریق ایمیل باهاتون در ارتباط باشم. اگه مایل بودین یه ایمیل خالی برام بفرستین.

  محسن wrote @

سلام جواد جان. ديشب يه كامنت گذاشتم. من زياد از سياست سر در نميارم. علت كامنت گذاشتنم هم فقط دلتنگيه. داداش دلم ميخاد ببينمت و بغلت كنم. جواد داداش ميدونم سرت خيلي شلوغه و فرصت براي دل تنگ من نداري. ولي اگه ممكنه منت بذار و جوابمو بده تا حداقل يه خرده آروم بشم. به اميد اون روزي كه آزادانه و بدون مانع پا بذاري تو خاك ميهن تا دوستدارانت مثل هميشه دورت كنن و از وجود نازنينت استفاده كنن. بر دشمنانت لعنت. دوست دارم.

  نیما wrote @

سلام.اقای اکبرین

شما که ادعای دین پزوهی رو دارید یک بار به خودزحمت ندادین که پیش بزرگی برید و رفع اشکال کنید اگه پیش بزرگی میرفتین مثل ایت الله العضمی بهجت(رحمته الله علیه)…
بله کسی که افراط و طفریت داشته باشد بهتر از این نمی شود

یک چیز را به تو بگوییم اینکه
تاریخ مصرف شما تمام بشود برای این ها هم شما وهم خانومتان را می کشند
تا الان برای تان سوال نشد همان بی بی سی که شما در ان صحبت می کنید چرا به مخالفان خود اجازه صحبت کردن را نمی دهند
اقای اکبرین.
برادرانه به شما می گویم شما تاریخ مصرف برای امسال بی بی سی دارین تاریخ مصرفتان تمام شد شما رو میکشند بهتر نیست به ایران بیایید و از کار هایی کردین اظهار پشیمانی کنید

خدانگهدار

  حسین wrote @

سلام .چند وقته دلم هواتونو کرده .من الان 30 سالمه وتقریبا 12ساله حوزم.سریعتر خوندم.الا 4ساله خارج می خونم.3سال معصومیه بودم.بهترین خاطراتم ازاون مدرسه وفضای سالهای اول طلبگی که خودتون بهتر میدونید ،مال مناجات شعبانیه شماست.بااون حسی که بهم دادین حفظشم کردم.برا خودم وخیلی ها خوندمش.برا خانمم.شاید برا دوتا بچه هام.الانم تازگی یه ام پی تری شو پیدا کردم.من دچار هیجان طیاد می شم ام نوسان نداشتم چون نگاهم به همه زندگی بالاخص اعتقادات ریشه ایه .شاید بیش از 20 بار ازسفرشروع کردم.نامردی هم همه جور دیدم ولی از این مسیر خارج نشدم چون اعتقادم اینه که هرعیب که هست از مسلمانی ماست.الغرض دوست دارم ببینمتون.اگر بشه بیام لبنان پیشتون عالیه.یه روحانی روشنفکر دیگم مصل شماهست که ندانم رفته ولی هنوز راهشو عوش نکرده فدوست دارم ایشونم ببینم آقای زائری رو می گم.اخیرا چندتاازدوستانتونودیدم.سلحشور،علی آبادی ومحسنی وغیره…من با منش اونا در رفتار وبرخورد با شما کاری ندارم ودر پی هدایت شما هم نیستم وتفکرم اینه که باید حقیقت جو ولی منصف.الغرض چجوری میتونم بیشتر باهاتون باشم ؟

  حسین wrote @

راستی:
دل من در سبدی عشق به نیل تو سپرد
نگهش دار به موسی شدنش می ارزد

  نینا wrote @

سلام دوست عزیز
اینکه دوست خطابت می کنم بخاطر اینه که معتقدم دوست بودن صرفا بر مبنای یک سری خاطرات مشترک و لحظاتی که دو نفر با در کنار هم بودند نیست چون در این صورت ما باید دوستان زیادی می داشتیم که نداریم…
من در کل به هیچ عنوان آدم مذهبی نیستم و حتی گاهی نگرش منفی به برخی مسائل هم دارم ولی ازت ممنونم که با تحلیل و ایمان بی نهایت پاکت نگرش من رو تا حدی تعدیل کردی
استاد درس حقوق مدنی 5 حاج آقا امینی( قاضی تجدید نظر دادگستری تبریز) اولین بار موضع سرسخت منو نسبت به روحانیت تعدیل کرد و تحلیل های تو در شبکه فارسی صدای آمریکا نظرم رو نسبت به مذهب و مذهبیون.
از اینکه دوستانی مثل شماها دارم واقعا خوشحالم
دوستانی که شاید منو نشناسند ولی تاثیر زیادی در مسیر زندگی من داشتند و به نظرم دوستی واقعی یعنی همین
نینا / دانشجوی حقوق/ تبریز

  مهدی ن wrote @

در جستجوی حقیقت و برسی تاریخ اسلام با شبههایی ( بخصوص در زندگی پیامبر شده ام )ایا میتوانم انها را با شما در میان بگذارم و یا راهی برای بررسی انها به من ارایه میدهد ممکن است اینها سوالات مشترکی برای هزاران جویای معنویت واقعی هم باشد .

  omid wrote @

تفحص مجلس در خبر تجاوز گروهی ماموران نیروی انتظامی به خانمی در تهران
۱۲ نوامبر ۲۰۰۹
نیروی انتظامی در پی درج خبر شرکت حداقل ۲ مامور نیروی انتظامی در روز ۱۳ آبان در تجاوز گروهی جنسی به یک خانم متاهل در تهران، امروز خبرگزاریها گزارش دادند مجلس شورای اسلامی ایران به صورت محرمانه این حادثه را بررسی می کند. مجلس ایران در سالهای گذشته بارها بنا بر مصلحت نظام و رهبری از تفحص و پیگیری جدی مسائل حساس مربوط به نیروی انتظامی، سپاه پاسداران (نظیر حمله به کوی دانشگاه و یا تجاوزها و شکنجه در زندانها) و یا دولت احمدی نژاد (نظیر رد صلاحیت وزرای پیشنهادی احمدی نژاد و یا لغو قراردادهای خارجی سوال برانگیز) منع شده است.

خبر شوکه کننده تجاوز گروهی ماموران انتظامی به یک خانم در صورت صحت حاکی از ناامنی برای خانمها و همچنین فساد و جسارت بعضی از اعضای نیروی انتظامی در جو فعلی انتظامی-امنیتی کشور میباشد. چند ماه پیش هم گزارش شده بود که سردار زارعی فرمانده نیروی انتظامی استان تهران به همراه شش زن در یک خانه به قصد فساد و فحشا بازداشت شده است. پرونده زارعی هیچگاه به صورت علنی گشوده نشد، که علت آن را برخی محافل خبری به ارتباط تنگاتنگ وی با قاضی مرتضوی، دادستان پیشین تهران مربوط می‌دانستند. سازمان دیده بان حقوق بشر هم اخیراً مستند بودن حداقل ۳ مورد تجاوز جنسی به معترضین حوادث پس از انتخابات در داخل زندانهای ایران را تایید کرد.

همچنین گفته میشود در ماههای اخیر بواسطه مشغولیت نیروی انتظامی و قوه قضائیه در مقابله با اعتراضات سیاسی مردم و دانشجویان، و غفلت از بزهکاران، آمار سرقت و جرایمی نظیر جنایت و تجاوز بالا رفته است. اخیراً آ‎يت‌الله محسني گرگاني رييس ديوان عالي كشور اعلام کرد که طولانی شدن دادرسي در پرونده‌های مربوط به تجاوز به عنف و آدم‌ربايی و شرارت قابل قبول نیست.

© کلیه حقوق برای کدوم دات کام محفوظ بوده و هرگونه کپی برداری از این متن بدون

  کمال wrote @

آقا !
شما به چه جرأتی در خصوص رهبر یک ملت هتاکی می کنید؟مؤدب باشید تا حتی مخالفین نظراتتان به شما احترام بگذارند.

  RAD wrote @

سلام دو باره
شعر قبلی را تصیح میکنم:
اولا در جواب خودشیفتگان و فرصت طلبان که به شما بی احترامی میکنند باید بگویم که این اقراذ از دین بجای حیات، ممات را برداشته اند.
زیاد انرژی خود را صرف اینگونه افراد نکنید و به قول بزرگ :
پشه کی داند که این باغ از کی است در بهاران زاد و مرگش در دی است
ثانیا مقاله شما را در سایت جرس « دیدار تازه و دیوار کهن» را خواندم و استفاده کردم و به این بیت دلنشین برخوردم که:
«با حسن و ناز و دلبری، در جلوه‌ی حور و پری
هر دم به شکل دیگری، یارم به بازار آمده»
ولی نمیدانم چرا صاحب غزل را معرفی نکردید! شما که نام مولوی را گفتید ایشان را هم مگفتید, به قول خود مولانا » باز جو پیغمبر ایام خویش تکیه کم کن بر فن و بر کام خویش»
ایشان آدم کمی نبوده اند و متأسفانه در خارج از کشور بیشتر این بزرگوار را میشناسند.اگر علاقه مند به آثار ایشان بودید میتوانم در تماس بعدی معرفی کنم. از او که همه لطیف است و غفور است و رحیم ؛ آرزوی توفیق و سلامتی برای شما دارم.

  سيدمهدي ميرتبار wrote @

اولآ بنده هيجگاه معلم نبودم كه شخصي به اسم (م بابلي)كه از درج مشخصات واقعي خود نيزابا دارد ذلت شاگردي مرا در سر داشته و از رفتار من نسبت به بچه هاي جين پوش دلتنگ باشد ثانيا اگر از اعتراض من به شما در خصوص توهين به قرآن ناراحت است حداقل آرشيو مصاحبه شما با شبكه bbc را ببيند و خود قضاوت كند ثالثا در خصوص آقاي محمد قنبرزاده كه البته بنده هيچگونه سابقه فاميلي با ايشان نداشته و تنها از دورادور با ايشان آشنا هستم وصد البته با بسياري از افكار ايشان موافق نيستم وليكن بايد انصاف داشته باشيم اگر ايشان مي خواست با جاي مهر بر پيشاني خود به جايي برسد ، الان مي بايست در چايگاه يكي از مديران اجرايي بالاي كشور باشد نه رييس يكي از شعبه هاي مخابراتي بابل مضاف بر اينكه ايشان فارغ التحصيل رشته مهندسي يكي از دانشگاههاي مهم كشور مي باشند پس بهتراست تذكري كه در خصوص روحانيون آنهم به اشتباه به من داديد به ايشان بدهيد

  ali rahimi wrote @

با سلام
نوشته هایت را میخوانم همیشه احساس تنهایی میکردم و بدنبال جانهای شیفته ای بودم و شاید بتوان در این شب تیره قبای ژنده ام را به جایی بیاویزم .
السلام علی عباداله الصالحین
علی رحیمی هلند

  مهدی آرام نژاد wrote @

سلام آقاجواد!
آخوند شمائی اما روضه خوانی افتاد به گردن ما!!! کاش امام حسین ع فقط و فقط برای گریه نبود!من قبلش رو کار ندارم ، اما از شروع امامت ایشون تا شهادت_ این معنای_ عقل_ سرخ همه اش درس است! آقاجواد ایکاش رساله ای در باب نصیحتهائی که به حضرتش می شد را مینوشتند! آقا نرو ! زن و بچه ات رو نبر ! حج رو چرا نصفه و نیمه رها کردی! و…! ما فقط حسین
حسین میگیم اما نگاهی به منطقش نداریم! / یا علی

  یک هموطن wrote @

استاد ارجمند
جناب آقای اکبرین
سلام علیکم
نوشته های ارزشمند و روشنگرانه شما را میخوانم و به خاطر تلاشهای مومنانه تان از شما سپاسگزارم.
خصوصا در شرایط دشوار کنونی ، مجاهدت هایی از این دست که در جهت آگاه نمودن افکار و زدودن گرد و غباری که چهره حقیقت را پوشانده صورت میگیرد ، حقیقتا مقدس و قابل ستایش هستند و در همین راستا کار جنابعالی نیز در خور احترام و قدردانی مضاعف است…
اما نکته جالبی که در بین مطالب موجود به آن برخوردم ، نظرات مختلف و بعضا مجادلاتی بود که مابین شما و برخی خوانندگان ، که البته ظاهرا از دوستان یا آشنایان قدیم شما بوده اند، صورت گرفته بود که البته گاه با انتقادات شدید و لحنی تند همراه گشته بود.
جناب اکبرین!
چه خوب که هرکس به راه خود می رود!
این سنت خداوند حکیم است که برخی را گمراه گرداند و بر دلهایشان مهر زند و چشمانشان را در مواجهه با حقیقتی که حتی از روز روشنتر است کور و نابینا گرداند ، و در مقابل به برخی دیگر دلی بینا و چشمانی باطن بین عطا کند ؛ گرچه این روزها نیازی نیست که چشم برزخی داشته یا به مقاماتی رسیده باشی تا بتوانی خوب را از بد و درست را از نادرست تشخیص دهی. زیرا که حقیقت ، عریان از هر زمان خود را آشکار کرده و به هزار زبان در فریاد است.
نیازی به گوش سپردن به رسانه های به اصطلاح بیگانه نیست تا آدمی باور کند که ظلم و فساد در دل این حکومت خودکامه و مستبد ریشه دوانده است.
نیازی به گشت و گذار در اینترنت نیست تا ببینیم که به نام دین ، انسانها را در خیابان و در خفا قتل عام میکنند و هر روز با جهالت و وحشی گری هرچه تمام تر ضربه مهلک تری به پیکره انسانیت وارد مینمایند.
فقر ، ظلم ، حق کشی ، تبعیض ، فساد ، تورم ، وضع فلاکت بار معیشت مردم و …
قتل عام سیاسی و اجتماعی مردم کم بود ، از این پس باید منتظر قتل عام اقتصادی آنها هم باشیم.
جایی خوانده بودم اونهایی که تا آخرین روزها با «هیتلر» مانده بودند ، در شمار خرافی ترین نازی ها بودند !
در تاریخ از این نمونه ها کم نداریم . در شرایط کنونی حتی منفعت طلب ها و جیره خوارها و مزدبگیرهای پر و پا قرص این نظام فاسد نیز متوجه تزلزل و فروپاشی درونی آن گشته اند و یکی یکی و فوج فوج پراکنده شده و از آن تبری میجویند و تنها خرافی ترین و فاسدترین و دیوانه ترین هواداران حکومتند که هنوز در صف سینه چاکان و طرفداران باقی مانده اند!
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او
آن نور روی موسی عمرانم آرزوست

استاد بزرگوار!
همه ما روزهای سختی را سپری میکنیم و روزهای سخت تری هم در راهند؛ با این حال شک ندارم که ایمان ما ، سرانجام ما را نجات خواهد داد… » فاستقم کما امرت »
از خداوند مهربان برای شما صبر و استقامت در راه حق مسالت دارم.
به امید اینکه همه ما به زودی طعم شیرین آزادی را بچشیم.

بر ضرب دف حُکمت این خلق همی رقصند
بی پرده تو رقصد یک پرده؟ نپندارم

  خانواده سروش wrote @

بسمه تعالی
محضر محقق و پژوهشگر دینی استاد محمد جواد اکبرین
با نهایت تأسف و شگفتی خبر بازداشت انسان فرهیخته و وارسته، استاد علی
اکبر سروش را اعلام می¬داریم. مستحضرید که ایشان به عنوان تنها مدرس گروه
تاریخ در دانشگاه علوم و فنون مازندران از بدو تأسیس مشغول به تدریس
بودند که از ترم دوم 88 به دستور حراست وزارت علوم از تدریس منع شدند. در
ادامه¬ی سیاست خصمانه¬ی واپس¬گرایان در تاریخ 22/12/88 با احضاریه از طرف
دادسرای انقلاب بابل بازداشت شدند که متأسفانه تا کنون از روند پرونده
هیچ اطلاعی نداریم.

  علي wrote @

سلام
براي خودم متاسفم…. مثل بسياري از فرصت هايي كه از دست دادم . شانس ْشنايي با شما رو هم تا چند دقيقه پيش نداشتم !! ام شنيدن چند كلمه از جنس حق و حقيقت و البته از روي اعتقاد و ايمان من و مشتاق به شناخت بيشتر شما كرد…… خوشحالم از اينكه هستيد…. من هم يه دانشجوي 25 ساله مثل همه جوناي اين مملكتم كه اميدواره عربده منبر و روضه پاي دين نوشته نشه!!!
بازهم خوشحالم ازاينكه هستيد… توي بلاگم به واسطه حضور شما در زندگي ام نوشتم….

به کجا چنين شتابان
گون از نسيم پرسيد
دل من گرفته زينجا
هوس سفر نداری….
چو از اين کوير وحشت
به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
برسان سلام ما را…
به کجا چنين شتابان
به هر آن کجا که باشد
به جز اين سرا سرايم

  roar wrote @

سلام برادر .دوست .استاد . رفيق .روشن فكر . عاشق حسين.. . .

دكتر محمد جواد اكبرين

………..اخه يكي نيست به اين بنده گان خدا مخالفين (اسلام دولتي ها ) بگه شما براي

پست و مقام . پول .. . . نيست داريد از خود و خانواده ميگذريد. . . و اين همه مصيبت را تحمل مي كنيد……

  روح الله wrote @

.. از وقتی که بااسم طلبگی در پی کسب شهرت بودی وقتی نرسیدی شدی عمله اجانب دیدم دم از معاویه و رسول خدامیزنی اگر که میفهمیدی که خط پیامبر در کدامین امتداد است نوکر و جیره خور اجانب و هم پیاله دشمنان این مردم که سالیانی مدید خون صدهاهزار ییگناه را ناجوانمردانه به زمین ریختند نمی شدی اف بر شهوت قدرت و شهرت تو که تورا در برابر مسلمات مذهبت قرار میدهد تو از سر اختلاف سیاسی با کسی به دشمنی که عمری استثمارگر کشورت بود هم خانه و همدم شدی و ان خود سند مظلومیت ملتی است که خودی نمایانش پس از اندکی به دامن اجنبی رفته و در پی نانی از سینه او خونابه های مکیده شده ملتها را به کام می ریزند متاع اندک ثروت و قدرت و شهوت نام تورا به کجا میبرد که اینگونه چشمت را در مقابل واقعیت میبندی و همیشه خودر ا عالم علی الاطلاق در دیدن مشکلات و نابسامانی ها و جاهل مطلق در برابر داشته ها و یافته ها که همان حسین ابن علی ع که نمیدانم به او اندکی اعتقاد داری یا از سر تاکتیک از ان دم میزنی فرمود:
شکم هاتان از حرام پر گردیده و صدای حق در گوش شما جای ندارد
حال که استکبار در مقابل عظمت ملت رفته رفته به مدد دم مسیحایی «امام ما و رهبر ما»کمرشان تا به زانو در باتلاقهای خود کنده درحال خم شدن است عقب نشینی و پشت کردن تو که هیچ بسیار بزرگتر از من و تو ذره ای خلل در وعده الهی وارد نخواهد ساخت
مگر یک کودتای نوژه یک واقعه منتظری یک حادثه طبس یک دوره بمب گزاری ها در دهه 60 انفجار بهارستان … مگر یک کدام از اینها برای اسقاط جمهوری اسلامی کافی نبود ؟حال که ان را مستحکم تر از سابق می بینی اش پس شاید معنی این ایه را پس از چند سال درس خواندن بفهمی که :
یریدون لیطفئوا نور الله بافواههم و اله متم نوره ولو کره الکافرون..
حکایت برخی قلم نوشته ها و قدم ها حکایت همان اطفاء با دهان است به وعده یقینی خدا و به لطف بی انتهایش کماکان این نهضت یاری خواهد شد و روسیاهی برای جاماندگان و حرامیان این طریق خواهد ماند.. و شرمندگی از خون صدها هزار شهید و جانباز که به عشق این راه قدم به این مسیر پربلا گذاشتند همیشگی خواهد بود…

  یاز wrote @

سلام آقای اکبرین.
نمی دونم یادتون هست یا نه. من همون دانشجویی هستم که بهار 82 میومدم دفتر هفته نامه گوناگون و درباره سوالهای مذهبی که ذهنم رو درگیر کرده بود از شما می پرسیدم. هیچ وقت لطف شما و شخصیت مومن شما یادم نمیره. چیزی که من رو به اسلام خوشبین کرد. بیشتر از اطلاعات علمی شما از شخصیت و اخلاق شما یاد گرفتم. سر نمازهام دعاتون می کنم.
هنوز هم پیگیر سوالاتم هستم. هر چند نسبت به اون روزها خیلی پیشرفت داشته ام. جواب ها رو توی دلم یافتم. دعام کنید.

  مهرداد wrote @

سلام آقای اکبرین
من از بعد از انتخابات 88 اسمتونو تو بی بی سی و صدای آمریکا زیاد شنیدم….آخرین برنامه روی خط که 26 خرداد 89 داشتید خیلی فوق العاده بود…با این که می دونستید امثال آقای جمالزاده آن چنان ذوب شده در ولایت هستند که هیچ منطقی رو قبول نمیککند…با خونسردی جوابشونو می دادید و اونو به چالش می طلبیدید….آخرین جمله تون هم راجع به نقد گفته نه گوینده فوق العاده بود. خیلی به دلم نشست… پاینده و موفق باشید

  سید جواد wrote @

سلام ان کان الفوت صعب علی الفتی مفارقت الاحباب اصعب
آ شخ جواد یاد حال و هوای معنوی ایام تبلیغ در زابل و زهک بخیر
چون هنوز دوستت دارم دعایت می کنم
خیلی وقت بود سراغ تو را از حسین می گرفتم فهمیده بودم از راه به در شده ای ولی اندازه اش را نمی دانستم
حالا که مطالبت را خواندم فهمیدم خیلی خری
به امید دیدار
به شرط حال و هوای قبلی

  س.ز. wrote @

سلام آقای دکتر اکبرین

من دانشجوی دکترا در یکی از دانشگاه های آمریکا هستم. چندی پیش در مصاحبه ی شما با رادیو فردا در مورد «نصر حامد ابوزید» به مطلبی برخوردم که همواره در ناخودآگاه خودم به آن باور داشتم: «ما جامعه ای داریم که وقتی به استناد کتاب مقدس بر آنها ظلم می شود، گاهی می ترسند که اعتراض کنند، می گویند نکند این ظلم حق ماست، چون خدا این را برای ما خواسته. و گاهی فراموش می کنند که خدایی که بنا بود رحمان و رحیم باشد، از مادر به ما نزدیکتر باشد، نمی تواند صاحب آموزه هایی باشد که انسان را به زنجیر بکشد». انتقال این حقیقت دل انگیز از ناخودآگاه به خودآگاه، برای من لذتی بسیار گوارا بود. صد البته از این بابت از شما سپاسگزارم!

اما منظور از عرض سلام، چیزی جذاب تر از یک سلام معمولی است. همواره احساس می کردم که چهره ی شما برایم بسیار آشناست. پس از مراجعه به وبلاگتان دریافتم که شاید این بخاطر همشهری بودن ماست. من که سال های زیادی از عمرم را در مساجد «بی سر تکیه»، «کاظم بیگ» و پای منبر حاج آقای مؤیدی و در جلسات جوانان حاج آقای یزدانی در بابل سپری کرده ام، گمان می کنم شما را در این ایام دیده باشم. جناب اکبرین، سلام ویژه ای از یک هم شهری هم مسلک برای سلام دهنده ی دور از وطن (مثل من) هم لذتی وافر دارد. خواستم فرصت را مغتنم بشمارم

شادیت بی روال و از غم بدور باشی
س.ز.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: